تبليغاتX
بنام تک نوازنده گیتار عشق - مردن را ياد بگير تا زندگی کردن را ياد بگيری...!!!
خدایی باشیم

به نام عقل كل عالم هستی

 

مردن را ياد بگير تا زندگی كردن را ياد بگيری...!!!

 

همه می دونن بالاخره يه روزی می ميرن، ولی انگار هيچكس اين رو نمیخواد باور كنه.اگر باور می كرديم رفتارمون هم تغيير می كرد.وقتی انسان مردن رو ياد بگيره، زندگی كردن رو هم ياد می گيره...

هميشه وقتی صحبت مرگ به ميون مياد همه فكر می كنن تو افسرده ای و بايد بلند شی يه آهنگ شاد بذاری تا ديگه اين فكرا به سرت راه پيدا نكنه...عجيبه آدما يه مسافرت كوچولو هم كه میخوان برن از يه ماه قبل برنامه ريزی می كنن، اگه مكه و جاهای زيارتی هم كه بخوان برن چنان ژست ملكوتی به خودشون می گيرن و ميان از همه حلاليت می خوان...ولی نوبت مرگ كه می رسه همه ميگن وقتی مرديم خوب می فهميم بعدش چی ميشه! برا چی الآن خودمونو به دردسر بندازيم!ولی آخه شايد من يه ثانيه بعدم رو هم نديدم پس چرا هر لحظه نبايد مواظب باشم كه كسی رو نرنجونم...واسه همينه كه ميگم اگه مردن رو ياد بگيريم زندگی كردن رو هم ياد می گيريم.مهمترين چيز هم در زندگی اينه كه ياد بگيريم به همه چيز عشق بورزيم.به قول لوين تنها عمل منطقی عشق هست.فقط توجه و دقت به اطراف و اطرافيانمون هست كه باعث ايجاد يك رضايت واقعی هم تو اين دنيا و هم تو جهان ديگه ميشه و بس!!!

 

 

خونه ی قلبم....!

يه روزی در قلب من رو به صدا درآوردی...عاشقانه در رو به روت باز كردم....وارد شدی...با لبخند!

ماندی و ماندی....حالا بعد از اين مدت خونه ی قلبم برات دلگير و تكراری شده...می گی به اندازه ی كافی تو اين خونه نفس كشيدم.... داری دنبال در می گردی؟

پس اين در كجاست؟

نمی دونستی بعد از وارد شدنت اون در هم محو شد!

ولی نگران نباش...............يه چاقو همرام هست!!!!!

+ این دل نوشته در تاریخ شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:58 به وسیله ی میم مثل محسن نوشته شده است  | 

 
JavaScript Codes

JavaScript Codes

Created By beheshtehaftom.blogfa.com