|
|
|
|
|
به نام عقل كل عالم هستی
زندگی...!!!
بعضی سؤالها به وقتش از درون بايد سرچشمه بگيرن و به خودآگاهی برسن.اين سؤالات هستن كه نگاه آدم رو نسبت به زندگی عوض می كنن.شايد جوابشون رو هم بارها توسط افراد ديگه شنيده باشيم ولی تا فرد خودش نياز به اون رو در درونش حس نكنه هيچ تغيير تازه و سازنده ای صورت نمی گيره. خيلی وقتها شايد اگه سؤالات رو يه جور ديگه مطرح كنيم تمام مسا ئل حل ميشن ولی ما هميشه سؤالات رو در جهتی مطرح می كنيم كه عمل كردن به جوابش هم به نفع ما باشه هم ساده تر. يكی از اون سؤالات اينه كه ما از زندگی چی می خوايم؟ هر لحظه هر چيزی كه بدست میاريم ، با يه احساس نارضايتی باز هم از زندگی چيزهای بيشتری می خوايم. ولی اگه از خودمون بپرسيم كه زندگی از ما چی می خواد ، هم رضايت حاصل ميشه و هم كارهای بيشتری رو در جهت خوب ساختن زندگيمون و جهانمون انجام ميديم. زندگی و نعمتهاش اونقدر بزرگ هستن كه ديگه درخواستی بيشتر باقی نمونه. پس اگه مشكلی وجود داره ، اين تقصير از جانب زندگی نيست.....اين ما هستيم كه بايد قدرت ديدن زيباييهاش رو داشته باشيم....و تا درونمون زيبا نباشه اين قدرت رو هيچ وقت پيدا نخواهيم كرد.
ميدونی خنده دارترين صحنه ای كه تا حالا تو عمرم ديدم چی بوده؟!!!
صحنه ی زندگيم!!! |
||
|
+
این دل نوشته در تاریخ یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 0:50 به وسیله ی
میم مثل محسن نوشته شده است
|
|
||
Created By beheshtehaftom.blogfa.com