|
|
|
|
|
به نام عقل كل عالم هستی
ترس...!!!
ای كاش مثل بچگيهامون می تونستيم بی هيچ ترسی هر كاری رو انجام بديم و اينقدر منطق دست و پاگير برا خودمون درست نمی كرديم.يادته وقتی بچه بودی و می خواستی بری تو دريا همه داد می زدن ندو......نرو جلوتر.......ولی تو گوشت بدهكار نبود. چی باعث شده اينقدر ترس همه ی وجودمون رو فرا بگيره...مگه آخه چقدر زنده می مونيم كه حاضر نيستيم يه قدم هم جلوتر بريم.خوبه كه آدم قدمهاش رو با احتياط برداره و از عقلش كمك بگيره ولی گاهی هم بايد پريد....پريد و ديد....پريد و تجربه كرد...تا نپری چطوری می خوای بفهمی يه خورده اونورتر چه خبره...اگه ما اين اجازه رو به خودمون بديم كه با تمام وجود به داخل احساساتمون بپريم و در اونها غوطه ور بشيم، اون وقته كه می تونيم معنای درد،عشق، غم و چيزهای ديگر رو بفهميم و بعد براحتی از اونها جدا بشيم و به چيزهای بالاتر و مهم تر بپردازيم.تا زمانيكه نتونيم طبيعی زندگی كنيم هيچ وقت با طبيعت هم نمی تونيم آشتی كنيم و ازش جدا خواهيم ماند.
مادر...!!!
چقدر سخته كه بخوای از يه نفر كه تمام وجودته حرفی بزنی.امروز روز مادر هست. روزی كه می خوایم از مادرمون به خاطر تمام روزها و شبهايی كه برامون زحمت كشيده، يه تشكر كوچولو بكنيم.همشون مثل همن....وقتی ازشون می پرسی، مامان جونم، دوست داری برات چی بخرم؟!!! تو چشمات نگاه می كنن و ميگن هيچی نمی خوايم جز خوشبختی تو. سعی كن خوب عمق نگاهش و بزرگی آرزوش رو با تمام وجودت درك كنی. تا جايی كه می تونی تو چشماش، به دستهای مهربونش و به پاهای پرقدرتش كه ديگه از وقتی تو رو به دنيا آورده فقط و فقط برای تو قدم برمی داره، خوب نگاه كنی....شايد ديگه نتونی در كنارت يه همچين موجود مقدسی رو داشته باشی. اگه بخوام مادر رو تو يه جمله تعريف كنم فقط می تونم بگم مادر يه امنيت بزرگ هست. مامان خوشگلم روز قشنگت مبارك!!!
|
||
|
+
این دل نوشته در تاریخ چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:36 به وسیله ی
میم مثل محسن نوشته شده است
|
|
||
Created By beheshtehaftom.blogfa.com